>
سفارش تبلیغ
صبا



آرشیو مهر ماه 88 - تفحص شهدا

خادمین شهدا
آرشیو  مهر ماه 88 - تفحص شهدا
شهید فریبرز ا.. بخش پور زارع
اللهم عجل لولیک الفرج و العافیه والنصر و اجعلنامن خیرانصاره و اعوانه والمستشهدین بین یدیه ************** باکی از این نداریم که شهادت نصیب عزیزان ما شده است. این یک شیوه ی مرضیه ای است که در شیعه ی امیرالمؤمنین از اول پیدایش اسام تاکنون بوده .من در میان شما باشم یا نباشم به همه شما وصیت و سفارش می کنم که نگذارید انقلاب به دست نااهلان و نامحرمان بیفتد، نگذارید پیش کسوتان شهادت و خون در پیچ و خم زندگی روزمره خود به فراموشی سپرده شوند. امام خمینی قدس سره ************* شهید حمید باکری جانشین فرماندهی لشکر 31 عاشورا بود و چه زیبا گفت از دوستانش که دراین سال های بعد از جنگ چگونه خواهند شد!! دعا کنید که خداوند شهادت را نصیب شما کند، در غیر این صورت زمانی فرا می رسد که جنگ تمام میشود و رزمندگان امروز سه دسته می شوند: دسته ای به مخالفت با گذشته خود برمیخیزند و از گذشته خود پشیمان می شوند!! دسته ای راه بی تفاوتی را بر می گزینند و در زندگی مادی غرق می شوند و همه چیز را فراموش می کنند!!! دسته سوم به گذشته خود وفادار می مانند و احساس مسئولیت می کنند که از شدت مصائب و غصه ها دق خواهند کرد!!! پس از خدا بخواهید که با وصال شهادت از عواقب زندگی پس از جنگ در امان باشید . چون عاقبت دو دسته اول ختم به خیر نخواهد شد و جزو دسته سوم ماندن بسیار سخت و دشوار خواهد بود!!!
آرشیو مهر ماه 88 - تفحص شهدا وصال ؛ پایگاه جامع وب نوشته های  جهادگران فضای مجازی ما می توانیم www.it-help.blogfa.com
بیانیه جنبش حمایت از تهیه کننده برنامه سمت خدا
تماس با نویسنده

موضوعات مطالب
‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌گلایه‌ . 8 سال دفاع مقدس . انتفاضه سایبری . ایران . بانه . بیانیه . بیمارستان . پیرترین رزمنده دفاع مقدس . پیکر مطهرش . تنها زن . تیم اطلاعات عملیات . جبهه وبلاگی غدیر . جبهه وبلاگی غدیر اعلام کرد جنبش سایبری من به دانشجوی پولی معترضم . جنبش سایبری بصیرت حسینی . جنبش سایبری علمداران بسیج» . حاج حسین خرازی . حاج صفرقلی رحمانیان . حاج عباس کریمی . حماسه حضور زنان . حماسه دفاع . حماسه هویزه . حماسه هویزه و تأثیر آن . خاطرات رهبر انقلاب . خشونت سانسور شده . داشتیم میرفتیم کربلا اتوبوس مان را منفجر کردند ..... . دانلود مداحی شهدا . دفاع . دلاور مردان . رهبری . روایت . روز قدس . روند جنگ عراق علیه ایران . روند جنگ عراق علیه ایران (1) . زریبافان . زنان . زیبا و دلنشین . سالگرد شهادت . سالم پیدا شد . سردار بزرگ اسلام . سردار سرلشکر احمد کاظمی . شرمنده . شهدا . شهید . شهید امیر حاج امینی . شهید غلامرضا یزدانی . شهید قاسم نصرالهی . شهید همت . شهید کبیری . عملیاتها . عکس اسرای ایران در عملیات بدر . فرمانده سپاه . فرمانده لشکر محمد رسول الله(ص) . فسا . گلعلی بابایی . لحظه شهادت . لیست کامل . محمد مهدی کاظمی . محمدعلی شاه ، افغانستان ، جبهه ، جنگ ایران و عراق ، مجاهد ، زندا . ناگفته هایی از زنان . هشت دفاع مقدس . هشتم اسفندماه . همسران سرداران شهید . وصیت نامه . ولایت فقیه . یادواره وبلاگی . یک فرزند شهید . کمپین، حامیان توافق خوب .
آرشیو وبلاگ
آرشیو مرداد ماه87
آرشیو شهریور ماه 87
آرشیو مهر ماه 87
آشیو آبان ماه 87
آرشیو آ ذر ماه 87
آرشیو دی ماه 87
آرشیو بهمن ماه 87
آرشیو اسفند ماه سال 87
آرشیو فروردین ماه 88
آرشیو اردیبهشت ماه 88
آرشیوخرداد ماه 88
آرشیو تیر ماه 88
آرشیو مرداد ماه 88
آرشیو مهر ماه 88
آرشیو آبان ماه 88
آرشیو آذر ماه 88
آرشیو دی ماه 88
ارشیو بهمن ماه 88
آرشیو اسفند ماه 88
آرشیو فروردین ماه 89
آرشیو اردیبهشت 89
آرشیوخرداد ماه 89
آرشیو تیر ماه 89
آرشیو مردادماه 89
آرشیو شهریور ماه 89
آرشیو مهر 89
آرشیو آبان 89
آرشیوآذر ماه 89
آرشیو دی ماه 89
آرشیو بهمن ماه89
آرشیو اسفندماه89
آرشیو فروردین ماه 90
آرشیو اردیبهشت ماه 90
آرشیو خرداد ماه 90
آرشیو تیر ماه90
آرشیو مرداد ماه 90
آرشیو شهریور ماه90
آرشیو مهرماه 90
آرشیو آبان ماه 90
آرشیو آذر ماه90
آرشیو دی ماه 90
آرشیو بهمن ماه 90
آرشیو اسفند ماه 90
آرشیو فروردین ماه 91
آرشیو اردیبهشت ماه 91
آرشیو خرداد ماه 91
آرشیو تیر ماه 91
ارشیو مرداد ماه 91
آرشیو شهریورماه 91
آرشیو مهر ماه 91
آرشیو آبان ماه 91
آرشیو آذرماه 91
آرشیو دی ماه 91
آرشیو بهمن ماه 91
ارشیو اسفند ماه 91
آرشیو فروردین ماه 92
آرشیو اردیبهشت ماه 92
آرشیوخرداد ماه 92
آرشیو تیر ماه 92
آرشیو مرداد ماه 92
آرشیو شهریورماه 92
آرشیو مهر ماه 92
آرشیو آبان ماه 92
آرشیو آذر ماه 92
آرشیو دی ماه 92
آرشیو بهمن ماه 92
ارشیو اسفند ماه 92
آرشیو فروردین ماه 93
آرشیو اردیبهشت ماه 93
آرشیو خردادماه 93
آرشیو تیرماه 93
آرشیو مهرماه 93
آرشیو آذر ماه 93
آرشیو فروردین ماه 94


لینکهای روزانه
آپدیت نود 32 [1]
[آرشیو(1)]



لینک دوستان
****شهرستان بجنورد****
EMOZIONANTE
شین مثل شعور
آخرالزمان و منتظران ظهور
پوکه(با شهدا باشیم)
مهندس محی الدین اله دادی
عاشق آسمونی
..:: السلام علیکم یا اهل بیت النبوه ::..
فانوس به دست.... ازتاریکی ها...رهسپاربه سوی نور
قهرمان من
سجاده ای پر از یاس
بچه مرشد!
.: شهر عشق :.
وبلاگ مهربان
بوی سیب
ایران اسلامی

مــــــــــــــبـــــــلِّــــــــــــغ اســــــــلـــام
بچه های خدایی
شبستان
سه قدم مانده به....
عشق
یادداشت های من
توشه آخرت
ترخون
سیاه مشق های میم.صاد
نهِ/ دی/ هشتاد و هشت
شکیبا
قتیل العبرات
کیمیا
کشکول
واژه های باران
سیرت
صل الله علی الباکین علی الحسین
وبلاگ گروهی جبهه جهادگران مجازی
نیم پلاک
بسیج دانشجویی دانشگاه پیام نور - واحد دررود
سونامی
جامع ترین وبلاگ خبری
پایگاه اطلاعاتی و کاربردی شایگان
گروه رزمی کاران ذوالـــفقار. (درچه)
مناجات با عشق
سرباز ولایت
نه آبی .. نه خاکی
هیئت حضرت زهرا(س)شرفویه
مطلع مهرورزی ومحبت
صراط مبین
ای نام توبهترین سر آغاز
قرآن
* امام مبین *
دوستانه
دکتر علی حاجی ستوده
وبلاگ خبری تحلیلی مبارز جوان
انا مجنون الحسین
حباب هایی از ح ق ی ق ت
یکی بود هنوزهم هست
قرآن و اهل بیت(ع)تنها راه نجات
بسیجی
بچّه شهید (به یاد شهدا)
گذر دوست
امتداد قاصدک
مجنون الحسین
سیب های کال
منتظر
مجمع فرهنگی فاطمیون شهرستان لنجان
اجلاسیه سرداران و 14600 شهید استان فارس
آقای آملی لاریجانی عدالت و عادل کجاست؟
سرافرازان
تارنما
نیم پلاک یعنی شهید
::::: نـو ر و ز :::::
مرد آبا دانی(جانباز عطشانی)
کانون فرهنگی اهل البیت(ع)
پلاک طلائی
مردمی ترین رئیس جمهور
طلاییه
شهید حاج عماد
هویزه
جنبش سبز علوی
یا رب الحسین
وَالشَّمْسِ وَضُحَاهَا
پایگاه فرهنگی مذهبی بنیان
وبلاگ حاج حسین خرازی
پایگاه اینترنتی ماوا
عروج، دل عاشق می طلبد
تا شهدا با شهدا
بصیرت در قرن 21
پایگاه شهید دوران
ملکوت
انجمنی( اسد زاده)
****شهرستان بجنورد****
EMOZIONANTE
شین مثل شعور
آخرالزمان و منتظران ظهور
پوکه(با شهدا باشیم)
مهندس محی الدین اله دادی
عاشق آسمونی
..:: السلام علیکم یا اهل بیت النبوه ::..
فانوس به دست.... ازتاریکی ها...رهسپاربه سوی نور
قهرمان من
سجاده ای پر از یاس
بچه مرشد!
.: شهر عشق :.
وبلاگ مهربان
بوی سیب
ایران اسلامی

مــــــــــــــبـــــــلِّــــــــــــغ اســــــــلـــام
بچه های خدایی
شبستان
سه قدم مانده به....
عشق
یادداشت های من
توشه آخرت
ترخون
سیاه مشق های میم.صاد
نهِ/ دی/ هشتاد و هشت
شکیبا
قتیل العبرات
کیمیا
کشکول
واژه های باران
سیرت
صل الله علی الباکین علی الحسین
وبلاگ گروهی جبهه جهادگران مجازی
نیم پلاک
بسیج دانشجویی دانشگاه پیام نور - واحد دررود
سونامی
جامع ترین وبلاگ خبری
پایگاه اطلاعاتی و کاربردی شایگان
گروه رزمی کاران ذوالـــفقار. (درچه)
مناجات با عشق
سرباز ولایت
نه آبی .. نه خاکی
هیئت حضرت زهرا(س)شرفویه
مطلع مهرورزی ومحبت
صراط مبین
ای نام توبهترین سر آغاز
قرآن
* امام مبین *
دوستانه
دکتر علی حاجی ستوده
وبلاگ خبری تحلیلی مبارز جوان
انا مجنون الحسین
حباب هایی از ح ق ی ق ت
یکی بود هنوزهم هست
قرآن و اهل بیت(ع)تنها راه نجات
بسیجی
بچّه شهید (به یاد شهدا)
گذر دوست
امتداد قاصدک
مجنون الحسین
سیب های کال
منتظر
مجمع فرهنگی فاطمیون شهرستان لنجان
اجلاسیه سرداران و 14600 شهید استان فارس
آقای آملی لاریجانی عدالت و عادل کجاست؟
سرافرازان
تارنما
نیم پلاک یعنی شهید
::::: نـو ر و ز :::::
مرد آبا دانی(جانباز عطشانی)
کانون فرهنگی اهل البیت(ع)
پلاک طلائی
مردمی ترین رئیس جمهور
طلاییه
شهید حاج عماد
هویزه
جنبش سبز علوی
یا رب الحسین
وَالشَّمْسِ وَضُحَاهَا
پایگاه فرهنگی مذهبی بنیان
وبلاگ حاج حسین خرازی
پایگاه اینترنتی ماوا
عروج، دل عاشق می طلبد
تا شهدا با شهدا
بصیرت در قرن 21
پایگاه شهید دوران
ملکوت
انجمنی( اسد زاده)
عطش عشق
وبلاگ قالب
قالب سازمذهبی

موسیقی وبلاگ


عضویت در خبرنامه
  ربات مسنجر قافله شهداء - طرحی نو
لوگوی وبلاگ
آرشیو  مهر ماه 88 - تفحص شهدا



لوگوی دوستان













آمار بازدید

کل بازدیدها : 312777

بازدیدهای امروز : 134

بازدیدهای دیروز : 168

 RSS 

   

اواخر تیرماه 58. کودتای " شبکه نقاب" کی لو رفت و سرکوب شد؟ اواخر تیرماه 1359. تازه مرکزیت عوامل کودتاچی که در پایگاه شهید نوژه نبود؛ حضرات در همین تهران توطئه چیده بودند. باز می­بینی بیست و چند سال است مدام می­نویسند و می­گویند " کودتای نوژه"!

 داشتی از نقش تاثیرگذار احمد متوسلیان در " فتح مبین" می­گفتی.آره دیگه[می­خندد].

 نتها شما با این تک­مضراب­هایی که وسط حرف آدم وارد می­کنی، باعث می­شوی سر رشته از دست ما خارج بشود. الغرض...، امروز است که می­شود نقش موثر و تا حد زیادی منحصربه­فرد احمد متوسلیان را در فتح مبین و الی بیت­المقدس مورد بازنگری دقیق قرار داد.

 حالا اگر خدا می­خواست و امکان تکرار چنین نبردهایی به فرماندهی احمد متوسلیان در لبنان فراهم می­شد و زمینه برای رویارویی مستقیم نظامی ما با اسرائیلی­ها بوجود می­آمد، خب تاریخ داستان­هایی متفاوت با آنچه که گذشت را درباره جنگ 1982 لبنان ثبت می­کرد و این داستان­ها، تا ابد زنده می­ماند.در هر حال، بنا به دلایلی، مسئولیت سرپرستی " قوای محمد رسول­الله(ص)" به منصور کوچک محسنی محول شد و از تهران، به "همت" تکلیف کردند: هر چه سریع­تر به همراه کادرهای اصلی ستادی تیپ 27 به ایران برگردید، چرا که قصد داریم جنگ را در شرایط جدید ادامه بدهیم.

پس مسئولیت تیپ 27- برکنار از بحث قوای محمد رسول­الله(ص)- از همان آخرین روزهای حضور در سوریه بود که به "همت" محول شد.

بله. حالا اگر شما بخواهید شرایط و موقعیت فرماندهی در حد "همت" را درک کنید، ناچارید خودتان را در چنان وضعیت پیچیده و بغرنجی فرض کنید. باید بدانید که بنده خدا؛ همت، چند ضربه خورده.

 اول؛ ضربه روحی، به واسطه آن سفر بی بازگشت متوسلیان در روز چهاردهم تیر. همت انسان فوق­العاده­ عاطفی و با احساسی بود. عشق و علقه عجیبی این بشر به احمد داشت. خدا گواه است چندین بار از خودش شنیدم که می­گفت: " والله من در زندگی­ام احدی را مثل حاج احمد دوست نداشته­ام و تا زنده باشم، هیچ کس برای من احمد نمی­شود."حالا همت چشم باز کرده و دیده احمد رفت که رفت!.

موضوع دیگر؛ در شرایطی بار مسئولیت به دوش همت افتاده که نصف یگان او به سوریه آمده­اند و نیمه دیگر، در پادگان­های سپاه تهران، بلا تکلیف مانده­اند.

ضربه دیگر، به واسطه پراکنده شدن امکانات و تجهیزات آمادی تیپ 27 در جریان اعزام این یگان به سوریه و لبنان به همت وارد شد.

 به چه معنا؟!

یعنی اینکه کل امکانات آماد و پشتیبانی تیپ و ساز و برگ نظامی را که در جریان عملیات الی بیت­المقدس در اختیار داشت، در جریان عزیمت به جبهه لبنان از دست تیپ بیرون رفت و هر بخش از این ذخایر و ملزومات را جایی و دستگاهی از ما تحویل گرفت، به گونه­ای که در شرایط بحرانی بازگشت همت به ایران، عملاً دست و بال او از بابت امکانات آماد و پشتیبانی خالی بود.

برای ملموس شدن این فقر لجستیکی تیپ 27 در آن برهه می­توانی مثالی بیاوری؟ببین، وقتی ماموریت اعزام به سوریه را به تیپ ما ابلاغ کردند- فقط بنده یک قلم از آن را عرض می­کنم- ما در واحد ترابری تیپ 27 حدود 150 دستگاه خودروی سبک و سنگین داشتیم که عمده آنها را در حمله فتح خرمشهر، از دشمن غنیمت گرفته بودیم و به کار می­گرفتیم. بعد، موقع عزیمت از خوزستان، به ناچار این خودروها را به مراکز مربوطه سپاه در جنوب تحویل دادیم و به دمشق پرواز کردیم.

بعد که با همت به ایران برگشتیم و قرار شد برویم پای کار عملیات رمضان، از بابت تهیه ثلث خودروهایی که تحویل داده بودیم هم، در مضیقه قرار داشتیم.قرار بود طبق توافق به عمل آمده میان متوسلیان و همت در روز هفتم تیر 61 در سوریه، کادرهای اصلی و رده­های مسئول ستاد و صف تیپ 27 به تهران بازگردانده شوند.

اما در عمل دیده شد که به استثناء شما و تعداد کمی از کادرهای عملیاتی، بخش قابل توجهی از پرسنل کادر تیپ 27 در لبنان و سوریه ماندند و به ایران بازنگشتند. علت این ماجرا چه بود؟

این مطلب، شاید ناشی از چند عامل بود. واقعیت این بود؛ زمانی که به همت ابلاغ شد به ایران برگردد، خود حاجی هنوز به این مطلب نرسیده بود که یک بار، برای همیشه باید از سوریه به ایران برگردد. 

 حتی به خاطر دارم موقعی که همت می­خواست آن مجموعه کادرها را به ایران برگرداند، در پادگان زبدانی، نظر حاجی این بود که بخش معتنابهی از نیروها در همان جا بمانند. همین اعلام نظر همت، در بین نیروها، واکنش­های متفاوتی بوجود آورده بود.



نویسنده » شهید فریبرز ا.. بخش پور زارع » ساعت 9:0 عصر روز جمعه 88 مهر 24

خستگی نداشت. می گفت من حاضرم تو کوه با همه تون مسابقه بذارم، هر کدوم خسته شدین، بعدی ادامه بده... اینقدر بدن آماده ای داشت که تو جبهه گذاشتنش بیسیم چی.

بیسیم چی (شهید) پور احمد...- اصلاً دنبال شناخته شدن و شهرت نبود. به این اصل خیلی اعتقاد داشت که اگه واقعاً کاری رو برای خود خدا بکنی، خودش عزیزت می کنه. آخرش هم همین خصلتش باعث شد تا عکس شهادتش اینطور معروف بشه.

- هر کار می کرد، برا خدا می کرد؛ اصلاً براش مهم نبود کسی خبردار می شه یا نه! عجیب نسبت به بچه های یتیم هم حساس بود، کمک به یتیمان هیچوقت فراموشش نمی شد...

- یه بار که تو منطقه حسابی از بچه ها کار کشیده بود و به قول معروف عرقشون رو در آورده بود، جمعشون کرد و بهشون گفت: "نکنه فکر کنین که فلانی ما رو آموزش می ده، من خاک پاهای شماهام. من خیلی کوچیکتر از شماهام... اگه تکلیف نبود هرگز این کار رو نمی کردم...."ولی دلش رضا نداده بود و با گریه از همه خواست که دراز بکشن. همه تعجب کرده بودن که می خواد چیکار کنه. همه که خوابیدن اومد پایین پای تک تک بچه ها و دست می کشید به کف پوتین بچه ها و خاکش رو می مالید رو پیشانیش.... می گفت: من خاک پای شماهام ....

- داداشش می گه: یه بار نشسته بودم کنار مزارش؛ دیدم یه جوون اومد سر مزار و بهم گفت: شما با شهید نسبتی دارین؟ با اصرارش گفتم برادرشم. همینکه اینو شنید، گفت: ما اول مسلمون نبودیم، اما با اجبار مسلمون شدیم ولی از ته دلمون راضی نبودیم و شک داشتیم. تا یه بار اتفاقی عکس این شهید رو دیدم. واقعاً حس می کردم داره باهام حرف می زنه؛ طوری تاثیر روم گذاشت که از ته قلبم به اسلام ایمان آوردم و از اون به بعد همش سر مزارش میام....

- بعد شهادتش یه نامه به دستمون رسید که چند روز قبل از شهادتش نوشته بود، اولش اینطور شروع می شد: "از اینکه به این فیض عظیم الهی نایل شدم، خدا را بسیار شکر گذارم....."- دفعه آخری موقعی بود که بچه ها یک به یک جلو می رفتن و بر می گشتن. یه بار دیدیم امیر بلند شد که بره تو خط. یکی بهش گفت: حاجی! الان نوبت منه... ولی امیر گفت: نه! حرف نباشه، این دفعه من می رم.....

- احسان رجبی، عکاس این صحنه اینطور تعریف می کنه: بچه ها خیلی روحیه شون کسل بود؛ آتیش شدید دشمن هم مزید علت خستگی بچه ها شده بود. یه دفعه صدای شادی بچه ها بلند شد. برگشتم، دیدم پوراحمد و امیر و چند نفر دیگه اومدن خط برا سرکشی، بچه ها انقدر به اینا علاقه داشتن که روحیه شون کلاً عوض شد. 10 ، 20 دقیقه بیشتر نگذشته بود که یه خمپاره پشت خاکریز خورد، گرد و خاک عجیبی بلند شده بود؛ همینکه گرد و غبار نشست دوربینم رو برداشتم تا ببینم چه خبره. رفتم جلوتر که این صحنه رو دیدم. دو تا عکس ازش گرفتم، یکی از تموم بدنش، یکی از صورتش (همون عکس معروف) یه قطره خون رو لبش بود. دیدم امیر تو اون حالت تا حال خودشه و داره زیر لب زمزمه ای می کنه. رفتم جلوتر ولی متوجه حرفش نشدم. همون موقع بود که دیگه شهید شد....

 

    

                                                          

دست نوشته ای از شهید
سلام بر خدا و شهیدان خدا و بندگان مخلص او..... از اینکه بنده بد و گناهکار خدایم سخت شرمنده ام و وقتی یاد گناهانم می افتم آرزوی مرگ می کنم ولی باز چاره ام نمی شود.
هیچ برگ برنده ای ندارم که رو کنم ، جز اینکه دلم را به دو چیز خوش کرده ام: یکی اینکه با این همه گناه، او دوباره مرا به سرزمین پاکی و اخلاص و صفا و محبت بازم گرداند. پس لابد دوستم دارد و سر به سرم می گذارد، هرچند که چشم دلم کور است و نمی بینم و احساسش نمی کنم اگر چنین نبود پس چرا مرا به اینجا آورد؟
دوم اینکه قلبی رئوف و مهربان دارم و با همه بدیهایم بسیار دلسوزم. لحظه ای حاضر به رنجش کسی نمی شوم، حتی رنجش بسیار کوچک و ناچیز، ولی در عوض برای خوشنودی دیگران حاضر به تحمل هرگونه رنجی می شوم. بله! به این دو چیز دل خوش کرده ام.
اگر دوستم داری که مرا به اینجا آورده ای پس به آرزویم که .... برسان.
ای کسانی که این نوشته را می خوانید، اگر من به آرزویم رسیدم و دل از این دنیا کندم، بدانید که نالایق ترین بنده ها هم می توانند به خواست او، به بالاترین درجات دست یابند. البته در این امر شکی نیست ولی بار دیگر به عینه دیده اید که یک بنده گنهکار خدا به آرزویش رسیده است.
حالا که به عینه دیدید، شما را به خدا عاجزانه التماس و استدعا می کنم، بیایید و به خاکش بیفتید و زار زار گریه کنید و امیدوار به بخشایش و کرمش باشید. با او آشتی کنید. زیرا بیش از حد مهربان و بخشنده است. فقط کافی است یکبار از ته دل صدایش کنید. دیگر مال خودتان نیستید و مال او می شوید و دیگر هر چه می کند، او می کند و هر کجا که می برد، او می برد......
شنبه 7/4/65
ساعت 5 بعدازظهر
بنده مخلص و گنهکار، امیر حاجی امینی
پی نوشت:
- خیلی ها سر مزارش رفتن، تو همین بهشت زهرای خودمونه. قطعه 29 . هرکی رفت یاد بقیه هم بکنه.
- برا دیدن اون نامه ای که تو پست بهش اشاره شد، روی این عکس کلیک کنین.
                                     صفحه اول                    صفحه دوم
                                       

 

نویسنده » شهید فریبرز ا.. بخش پور زارع » ساعت 11:0 صبح روز شنبه 88 مهر 18

05.jpg

آمنو وجاهدوافی سبیل الله باموالهم وانفسهم اعظم درجه عندا لله واولئک هم الفائزون

آنان که ایمان آوردند واز وطن خود هجرت گزیدند ودر راه خدا با مال وجانشان جهاد کردند آنها را نزد خدا مقام بلندی است وآنان بالخصوص رستگاران وسعادتمندان دو عالمند

خدای تبارک وتعالی می فرماید:

کسی که مرا بخواند مرا پیدا می کند وکسی که عاشقم شود عاشقش میشوم  وکسی که عاشقش می شوم می کشمش وکسی را کشتم بهای او رامن به عهده می گیرم .

بادرود وسلام به امام زمان عج الله تعالی فرجه الشریف ونائب بر حقش امام امت پیر جماران وامت همیشه در صحنه وشهیدان اسلام وخانواده معظم شهدا ودرود وسلام همیشه بر کفر ستیزان همیشه در سنگر اسلام .

خدایا معبود توجهان را خلق نمودی برای انسان وانسان رابرای پرستش واطاعت پروردگارا چقدر پیامبران را  باکتب آسمانی ومعصومین وامام را برای هدایت ورسیدن به کمال وسعادت به انسانها معرفی نمودی ولی باز هم این انسان در مقابل دستگاهت وقدرت ورسولانت وآئینت طغیان نمودند.

خدایا چقدر بخشنده ای چقدر فضل داری چقدر کرم داری چقدر رحیمی وبا همه این وجود باز هم به انسان نوید وامید می دهی ومی گوئی ای گنهکاران بیائید مرا بخوانید وبیائید با من آشتی کنید خدایا قلم عاجز به نوشتن آنچه که گفته ام آن گناهانی که اگر بخواهید با عدل ودادت با من برخورد کنی بدون حسابرسی وسنجش وکشش اعمالم به سوی آتش جهنم روانه می شوم وخدایا به مصیبت فاطمه زهرا وبخون شهدای کربلا قصد طغیان نداشته بلکه نفسم فریبم داده معبودا عقلم عاجز از آنچه که فرصت دادی نعمتهای خود را بر این بنده گناه کار ارزانی داشتی وزنگ خطری که برایم به صدا در آوردی این بنده ضعیف گناه کار بنده عاجز وناتوان نمی توانم همه نعمتها وزنگ خطرها آیا برای رفتن به سوی گناه بوده یا به سوی خدا مرا ببخشید که چنین فکری نموده ام ولی این را می دانم که خدایا همه این پیامبران با کتاب ومعصومین وامامان رابرای هدایت ما به سوی الله هدایت نمودی وهمه نعمتهای بهشتی را پاداش مؤمنین وپرهیزکاران قرار دادی واگر این انسان هدایت نیافت وبر علیه ات طغیان نمود. جهنم را قرار دادی (فمن یعمل مثقال ذره خیر یره ومن یعمل مثقال ذره شرایره)خدایا با این گناهان می ترسم که عاقبت کارم به سوی جهنم باشدولی امیدم زیاد از اینکهمراببخشی خدایا در عمرم نتوانستم برای دینت خدمتی کرده باشم وکار نیکی کرده باشم وکار نیکی کرده باشم واما که این سعادت نصیبم کردی این سعادت را نصیبم بگردان تا سرم را به شما قرض بدهم خدایا مرا ببخش از اینکه گناه کردم خدایا کمکم کن ،از گناه خدایا مرا بخودم وامگذار، خدایا از این لحظه زندگی ام را برای رضایت قرار ده حتی مرگم .

ای خانواده شهداء ومعلولین واسرا وای امت شهید پرور که هر حقی از حقیر بر شما بالاخص هم محلیهایم دارم مرا برای رضای خدا عفو کنید ودر پایان چند تذکری با شما خانواده ام ومردم شهید پرور دارم.

واینک تو ای پدر ومادر مهربانم خیلی شما را اذیت کردم نافرمانی تان کردم وهیچ یک از زحمتهای شما را جبران نکردم مرا در پیشگاه خدا عفو کنید بعداز شهادتم به یاد زینب باشید برای رضای خدا مصیبتها را تحمل کنید خوشحال باشید که خداوند امانتی به شما داده وسپس وی را به خدا داده اید اصلا ناراحت نباشید تو ای پدرم زیرا میدانم که خود اهل عاشقان حسین هستی وتو ای مادرم نمیگویم ناراحت نباش وهر وقت به یادم افتادید به یاد زینب باش به یاد آن لحظاتی باش که اگر شیون وناله کنی دشمنان اسلامت خوشحال خواهند شد واگر خداوند شهادتم را قبول کند در آخرت شفاعتتان را خواهم کرد واما شما ای امت شهـید پرور خــــدا را شکر کنید که در حیاتتان خداوند ذریه ای از رسول خدا وحسین (ع)را برای نجات ما به سوی نور فرستادوبه یادکوفیان باشید که حسین را تنها گذاشته اند و اگر چنـین کنید مورد عــذاب الهی واقع می شوید امام را تنها نگذارید با خانواده شهدا ویتیمان صله رحم کنید تنهایشان نگذارید ودست از یاری حسین زمان برندارید همانطور که تا به حال در صحنه بودید باقی بمانید به یاد سنگر نشینان جبهه نور بشتابید که حیات اسلام در خطر است بیاری مظلومان و ستم دیدگان زمین باشید که زیر چکمه دشمنان اسلام قرار گرفته اند و چشم براهند .وشما ای هواداران گروهکها که گول شعارهای فریبنده گروها ومکتبهای ما دیگرای را خورده اید این را بدانید که عزت واقعی وزندگی شرافتمندانه و سعادتمندانه فقط زیر چتر اسلام وجمهوری اسلامی می باشید به رهبران خود نگاه کنید با لذت وخواری در آغوش کشورهای مارکسیستی وسرمایه داری قرار گرفته اند وفرمان می گیرند دست بردارید وبه سوی اسلام بیائید که سعادتمند خواهید شد ای برادران وخواهرانی که هوادار گروهکها بوده اید واعلام داشته اید که توبه کرده اید اگر چنین است در صدد جبران ضربه های گذشته با شید وهمیشه بیدار باشید تا کوچکترین توطئه ای از طرف گروهکها یمنافق وملحد دیده اید صریحا به مقامات ذیرسط مراجعه کنید .

 واما تو ای همسرم شوهر خوبی برایت وفرزندانت نبوده ام به هر حال مسئولیتی عظیم بعد از شهادتم به عهده توست مانندزینب خون خواه خون من باش کمیل را کمیل وار وزینب را زینب گونه تربیت کن پدر ومادرم چند سالی برایم نماز وروزه قضا بجا آوریدواز همسایگان ودوستان وبرادران وفامیلانم طلب عفو برایم بنما .

ای فرزندم، برادرانم ،دوستانم،  همسنگرانم اسلحه ام را بردارید ودر تحت زعامت امام امت به یاری رزمندگان اسلام بشتابید

پاسداری خیلی شریف است برای اینکه خدمتگذاری به اسلام است امام خمینی(ره) به امید پیروزی نهائی رزمندگان اسلام وزیارت ابا عبدالله الحسین (ع) ورهائی قدس از چنگال صهیونیست وظهور امام زمان (عج ) فرجه الشریف ای همسرم

این وصیت نامه رانگهدار وزمانی که فرزندانم بزرگ شدند برایشان بخوان وتوضیح ده پدرشان به چه راهی رفته است.

خدایا خدایا تا انقلاب مهدی خمینی رانگهدار

والسلام علیکم ورحمه الله وبرکاته



نویسنده » شهید فریبرز ا.. بخش پور زارع » ساعت 12:0 عصر روز پنج شنبه 88 مهر 2